روزی که اومدی، با تو بودن رو به همه چيز ترجيح دادم. و ديگه نفس نکشيدم. با تو بودن رو به همه چيز ترجيح دادم و ديگه پر نزدم. با تو بودن رو به همه چيز ترجيح دادم و عاشق شدم.

نگاهت کردم و ويرون شدم. تو شب چشمات ستاره شدم و خاموش شدم. رو موج صدات سوار شدم و تو لحظه ها گم شدم. همراهت شدم و منو روندی.

جواب سلامم رو ندادی. بايد به سرزمينهای دور برگردم. يه جايی اونور کهکشان راه شيری.

|+| نوشته شده توسط ندا عسگری در شنبه سیزدهم آبان ۱۳۸۵ و ساعت 19:50