|
ای وای؛
بر اين رفتنم ، خنديدنم ، جايت چه خالی است. بر اين همه شور و نوا ، صوت وصدا بر اين شفق که بر دل تاريک من تابيده است جايت چه خالی است. ای وای، ای زيبا ترين براين همه مهر و صفا، قهر و وفا، بر اين هوا که در سرم مچرخد و می خواند و عالم يکی برهم زند جايت چه خالی است. محبوب من ؛ در اين شب تارو خموش، بر اين همه اشک و تمنا و سکوت، جايت چه خالی است... ای کاش من بودم و چشمان تو. ای کاش من بودم و يک آسمان سبزی و يک حرف کبود. تا گويمت : ای نازنين جايت چه خالی است. |+| نوشته شده توسط ندا عسگری در دوشنبه پانزدهم آبان ۱۳۸۵ و ساعت 17:15 |
